
معرفی ،اخبار و رویدادهای قرآنـــی اداره آموزش علوم قرآن و حدیث آستان قــدس رضوی ،هرگــونه انتقــــاد و پیشنهاد را به این رایانامه ارسال فرمایید.
Email:aqqurani@aqrazavi.org
(تذکر: بــرای دیدن وبلاگ از مرورگر فایر فاکس استفاده کنید.)




بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
تدبر سوره مباركه قریش
سورره مباركه قریش مكی است و بر اساس جدول معتبر ترتیب نزول، بیست و نهمین سوره فرود آمده از آسمان وحی است كه پیش از آن سوره تین و پس از آن سوره قارعه نازل شده است.
این سوره در پی بیان منت خدا بر قریش در ایلاف آنان با كوچ تابستانی و زمستانی، آنان را به توحید و عبادت پروردگار بیت دعوت میكند.
به دیگر بیان این سوره مباركه با تاكید بر اینكه قریش ابتداییترین نعمات حیات فردی و اجتماعی یعنی، غذا و امنیت را از رب بیت الله الحرام دارد، آنان را به شكرانه این نعمات به پرستش او دعوت میكند، و به یاد همه مخاطبان خود میآورد كه آنان نیز همه نعمات حیات فردی و اجتماعی خود را از تدبیر پروردگار خود دارند و به همین دلیل باید او را بپرستند.
بر این اساس غرض این سوره مباركه «دعوت به عبادت منعم، به جهت شکرگزاری» است، زیرا پس از بیان نعمات، انسانها را به عبادت دعوت کرده است.
لایلَافِ قُرَیْشٍ(1) براى اُلفتدادنِ قریش، (آیه 1)
قریش عشیره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است، كه فرزندان نضربن كنانه هستند.
إِیلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشتَاءِ وَ الصیْفِ(2) الفتشان هنگام كوچ زمستان و تابستان .
حرم وادی غیر ذی زرعی بود و قریش از راه تجارت زندگی میكرد و هر سال دو بار برای تجارت كوچ میكرد، در زمستان به یمن و در تابستان به شام، مردم ایشان را به خاطر بیت الله الحرام احترام میكردند و از كاروانهایشان راهزنی نمیكردند و بر سرزمین امنشان یورش نمیبردند و آنان این همه خیر و بركت را از بیت و صاحب بیت داشتند.
از ایلاف استفاده میشود، که قریش در میان خود انس و الفت داشتند و هم به هنگام تجارت خدا دیگران را با ایشان الفت میداد.
فَلْیَعْبُدُوا رَب هَذَا الْبَیْتِ(3) پس باید خداوند این خانه را بپرستند؛
محصل معنی این سه آیه آن است كه قریش باید پروردگار این خانه را بپرستد، چون آنان را با كوچ زمستانی و تابستانی الفت میدهد و آنان به این ترتیب در امن زندگی میكنند.
الَّذِى
أَطعَمَهُم مِّن جُوعٍ
وَ ءَامَنَهُم مِّنْ خَوْفِ(4) همان [خدایى] كه
در گرسنگى غذایشان داد،
و از بیم [دشمن] آسودهخاطرشان كرد.
این آیه به منت واضح و نعمت آشكار خدا در ایلاف قریش با دو كوچ زمستانه و تابستانه، اشاره میكند، كه همان اطعام و امن است. آنان در زمینی زندگی میكنند كه غیر ایشان را امنیتی نیست پس باید پروردگاری را بپرستند كه امر آنان را به بهترین وجه تدبیر میكند و او رب بیت و پروردگار حرم است.
طبقه بندی: بخش آموزش، تـــــــــدبر در قرآن،
تدبر سوره مباركه ماعون
سوره مباركه ماعون رابا توجه به لحن آیات آن كه در مقاطع كوتاه و كوبنده، از قیامت و اعمال منكران آن سخن مىگوید، میتوان مكی دانست، چنانكه بسیاری از مفسران هم بر این باورند.بر اساس جدول معتبر ترتیب نزول هم این سوره مباركه هفدهمین سوره فرود آمده از آسمان وحی است كه پیش از آن سوره تكاثر و پس از آن سوره كافرون نازل شده است
علامه طباطبایی (ره) میفرمایند: این سوره وعید(تهدید به عذاب )كسانی است كه به ظاهر به دین گرویدهاند، اما متخلق به اخلاق منافقانهای هستند كه با تصدیق روز جزا سازگار نیست.
سوره مباركه، تکذیب عملی معاد (یا نشانههای آن) را در قالب چند رفتار به نمایش گذاشته است و از سوی دیگر موجبات وعلل تکذیب عملی معاد را هم مطرح کرده است؛ آری آنكه با خلق ضعیف و مستمند، چون یتیمان و مسكینان بدرفتاری میكند و به آنان بیتوجه است، عملا مکذب روز قیامت است و سهل انگاری و رسم بیرسمی ریا در عبادت خالق و همچنین منع ماعون، موجب این تکذیب عملی است.
بر این اساس غرض سوره
«هشدار نسبت به نشانهها و موجبات تكذیب عملی روز جزا»
است و بیانگر این حقیقت است كه اعمال ناشایست و كردارهای ناپسندی چون بدرفتاری با یتیمان، بیتوجهی به مسكینان، تکذیب عملی روز جزا است و سهلانگاری در نماز، ریا در عبادات و منع مایحتاج دیگران، از موجبات آن است.
أَ رَءَیْت الَّذِى یُكَذِّب بِالدِّینِ(1) آیا دیدى؟ كسى را كه [روزِ] جزا را دروغ مىخواند در این آیه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، از آن جهت كه سامع كلام است، مورد خطاب قرار گرفته است، بنابراین همه سامعان را شامل میشود.
فَذَلِك الَّذِى یَدُعُّ الْیَتِیمَ(2) این همان كس است كه یتیم را بسختى مىراند،
و اگر روز جزا را تكذیب نمیكرد، از عاقبت عمل زشت خود میترسید و اگر میترسید به یتیم رحم میكرد.
· وَ لا یحُض عَلى طعَامِ الْمِسكِینِ(3) و به خوراكدادن بینوا ترغیب نمىكند
فَوَیْلٌ لِّلْمُصلِّینَ(4)الَّذِینَ هُمْ عَن صلاتهِمْ ساهُونَ(5) پس واى بر نمازگزاران (آیه 4)آنان كه از نمازشان غافلند، (آیه 5)
یعنی به آن اهمیت نمیدهند و برای آنها مهم نیست كه نمازشان به كلی یا در بعض اوقات فوت شود و یا به تاخیر افتد.
این آیه شریفه تكذیب كنندگان روز جزا را بر غافلان از نماز تطبیق داده است و دلالت دارد بر اینكه آنان خالی از نفاق نیستند، چون در عمل روز جزا را تكذیب میكنند و در ظاهر از مصلین هستند و به ایمان تظاهر میكنند.
الَّذِینَ هُمْ یُرَاءُونَ(6) آنان كه ریا مىكنند، (آیه 6)
یعنی برای مردم عمل میكنند نه برای خدا؛
وَ یَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ(7) و از [دادن] زكات [و وسایل و مایحتاج خانه] خوددارى مىورزند. (آیه 7)
ماعون به هر چیزی گفته میشود كه غیر را در رفع حاجتی از حوائج حیات كمك میكند، مانند قرضی كه انسان میپردازد یا عمل خیری كه انجام میدهد، یا متاع منزل و ... .
طبقه بندی: بخش آموزش، تـــــــــدبر در قرآن،
تدبر در سوره مبارکه نصر
نام دیگر سوره مباركه نصر
«تودیع» است چون حاوی خبر ضمنى از رحلت پیامبر
(صلىالله علیه وآلهوسلّم) است.
سوره مباركه مدنی بوده و بعد از صلح حدیبیه و پیش از فتح مكه نازل شده
است. طبق جدول معتبر نزول ، صد و دومین
سوره فرود آمده از آسمان وحی است و پیش از آن سوره مباركه حشر و پس از آن سوره
مباركه نور نازل شده است.
خدای متعالی در این سوره
به پیامبر (صلىالله علیهوآلهوسلّم) وعده نصر و پیروزی میدهد كه در پی آن مردم
را خواهند دید كه گروه گروه به اسلام میگروند و به آن حضرت فرمان میدهد كه در
این هنگام خدای را تسبیح و تحمید كند و از او مغفرت طلب كند.
با دقت در بیانات این
سوره میتوان فهمید كه جهت هدایتی آن
ادامه مطلب
طبقه بندی: بخش آموزش، تـــــــــدبر در قرآن،
تدبر سوره مباركه مسد
نام دیگر سوره مباركه مسد ابو لهب است چراكه این سوره درباره اوست و نام او هم در
این
سوره آمده است.این سوره مكی است و ششمین
سوره فرود آمده از آسمان وحی
است، كه نزول آن پس از حمد و پیش از تكویر بوده است.
از
ابن عباس نقل شده است: هنگامى كه آیه «و انذر عشیرتك الاقربین» نازل شد و
پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ماموریت یافت كه نزدیكان خود را انذار كند و به
اسلام دعوت نماید،
ایشان بر فراز كوه صفا آمد و فریاد زد: یا صباحاه! هنگامى كه قریش
این صدا را شنیدند
گفتند : كیست كه فریاد مىكشد؟ گفته شد محمد است، جمعیت به
سراغ حضرتش رفتند، ... فرمود
به من بگوئید: اگر به شما خبر دهم كه سواران دشمن
از كنار این كوه به شما حملهور مىشوند،
آیا مرا تصدیق خواهید كرد؟ در پاسخ گفتند: ما
هرگز از تو دروغى نشنیدهایم. فرمود:
من شما را در برابر عذاب شدید الهى انذار
مىكنم، هنگامى كه ابو لهب این سخن را شنید
گفت: «تبا لك! أ ما جمعتنا الا لهذا؟!» :
زیان و مرگ بر تو باد! آیا تو فقط براى همین
سخن ما را جمع كردى؟! در این هنگام بود
كه این سوره نازل شد.
گرچه
این سوره مباركه ابولهب را به نام تهدید كرده است، اما حامل پیامی كلی برای
همه
زورمدارانی است كه با تكیه بر اموال و اعمال خود در صدد سد راه حقیقتاند؛ كه
ابولهب و همسرش یكی از آنان و در آن زمان از بدترین این افراد بوده اند، بنابراین
غرض
سوره
«شكست زورمداران زرپرست و
تهدید آنان به عذاب»
است.
تَبَّت
یَدَا أَبى لَهَبٍ وَ تَب(1) دست عضوی است كه انسان به وسیله آن به تحصیل مقاصد
خود میپردازد،
از این رو اعمال انسان به دست او نسبت داده میشود، پس هلاكت دو
دست ابولهب به
معنی خسران او در اعمالی است كه انجام میداد، بدین معنی كه
اعمال او به نتیجه نمیرسد
و سودی به حال او نمیبخشد، بنابراین این آیه نفرینی برای
ابولهب است كه او را به
هلاك خودش و بطلان اعمالی كه برای اطفاء نور نبوت انجام
میداد، وعید میدهد.
مَا
أَغْنى عَنْهُ مَالُهُ وَ مَا كسب(2) یک دست ابولهب زرپرستی و ثروت اندوزی است و
دست دیگرش،
زورمداری و قدرت طلبی است. ظهور واژه «ماله» در زرپرستی روشن
است، اما «ما کسب»
نشانه زور مداری است وناظر به مکتسبات دنیوی غیر مالی، نظیر
قدرت و شهرت است.
سیَصلى نَاراً ذَات لهََبٍ(3) وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطبِ(4)فى جِیدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسدِ(5)
ظاهر آن است كه او در آتشی كه روز قیامت در آن افكنده خواهد شد، به هیئتی كه در
دنیا
داشت متمثل میشود، او دردنیا شاخههای و برگهای خرما و ... را حمل میكرد تا
شبانه در راه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بریزد و ایشان را بیازارد، پس
در
قیامت با آتش عذاب خواهد شد، در حالی كه همانند دنیاحطب حمل میكند در گردنش
طنابی از لیف خرما آویخته است.
طبقه بندی: بخش آموزش، تـــــــــدبر در قرآن،
تدبر سوره
مباركه توحید(3)
سوره مباركه توحید كه به نامهای
اخلاص،
صمد، قل هو الله احد، نسبة الرب، احد المشقشقتان نیز خوانده شد مکی است و طبق جدول
معتبر ترتیب نزول بعد از سوره ناس و پیش از سوره نجم نازل شده و بیست و دومین سوره
فرود آمده از آسمان وحی است.
این سوره مباركه خدای متعالی را وصف میكند:
به احدیت ذات و نیازمندی همه ماسوا به او در تمام شئون وجودی، بدون اینكه شریكی در
ذات و صفات و افعال داشته باشد؛ و این همان توحید ویژه قرآن كریم است و همه معارف
دین مبین اسلام بر آن مبتنی است.
این سوره در چهار آیه كوتاه چنان توصیفى
از یگانگى خدا كرده است كه نیاز به اضافه ندارد.
بر این اساس غرض محوری سوره «توحید» است،
یعنی با القای توحید به مخاطب خود، او را موحد و مخلص میكند.
قُلْ : هُوَ
اللَّهُ أَحَدٌ(1) اللَّهُ الصمَدُ(2)
آیه اول و دوم خدای سبحان را به صفات ذات
و فعل توصیف میكند، چون احدیت خدا عین ذات اوست و صمدیت، مرجعیت او در همه
نیازهای وجودی مخلوقات است كه صفت فعل اوست.
احد وصفی است كه همانند واحد از وحدت
گرفته شده است، با این تفاوت كه احد بر چیزی اطلاق میشود كه كثرت پذیر نیست، نه
در واقعیت و نه در ذهن و از این رو نه شمارش میپذیرد و نه از شمارهها است، به
خلاف واحد، چون هر واحدی یا در عالم واقع ثانی و ثالث دارد و به توهم ذهنی و فرض
عقلی ثانی و ثالث دارد و به انضمام آن كثیر است.
صمد به سید و آقایی گفته میشود كه
دیگران در حوائج و نیازها، قصد او را میكنند وبه اواحتیاج دارند و چون در این آیه
مطلق آمده است، بدین معنی است كه در همه نیازها مطلقا خدا مقصود است، یعنی هیچ كس
و هیچ چیز جز خدا برطرف كننده نیازهای مخلوقات نیست
لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ(3)
والد بودن خدای سبحان را نفی میكند، بدین معنی كه به هیچ وجه
چیزی از او منفصل نمیشود، بر خلاف آنچه نصاری درباره مسیح معتقد است و بتپرستان
درباره بعضی از آلهه خود؛
مولود بودن خدای
متعالی را نفی میكند، بدین معنی كه به هیچ وجه از چیزی مشتق وجدا نشده است، بر
خلاف اعتقاد بتپرستان كه در خدایانشان پدر و مادر و فرزند هست.
و لَمْ یَكُن
لَّهُ كفُواً أَحَدُ(4)
هم كفؤ بودن كسی را با خدا در ذات و فعل
نفی میكند؛ هم كفؤ بودن كسی با خدا در ذات به این معنی است كه ذات واجب الوجود
متعدد باشد و هم كفؤ بودن كسی با خدا در فعل به این معنی است كه در تدبیر با او
شریك باشد، مثل آنچه بتپرستان در آلهه بشر خود مانند نمرود و فرعون معتقد بودند .
طبقه بندی: بخش آموزش، تـــــــــدبر در قرآن،
برچسب ها: تدبر سوره توحید(3)،