کدام قسمت از وبلاگ بیشتر مورد توجه شما قرار گرفت نظر بدهید.







تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :


 
 
نویسنده : سید عباس موسوی نژاد
تاریخ : یکشنبه 25 اردیبهشت 1390
نظرات

تدبر در سیره اهل بیت علیهم السلام





مقدمه:

گاهی با مطالعه زندگی ائمه «علیهم السلام» چنین به نظر می رسد كه عملكرد امامی با امام دیگر متفاوت وظاهرا متناقض است .برای مثال امام حسن «علیه السلام» با قدرت حاكمه صلح می كند وامام حسین «علیه السلام» می جنگد .گویا امام زین العابدین با دعا ونیایش از عرصه اجتماع فاصله گرفته است حال آنكه امام باقر وصادق«علیهما السلام» فعالانه به فعالیت علمی ،پرورش وتربیت شاگرد پرداخته اند  گاهی هم با مطالعه حوادث دوران ائمه «علیهم السلام» چنین بر می آید كه این بزرگان در برابر سیاستها وترفندهای حاكمان وقت منفعل ومنزوی بوده اند یا در كتب چنان از صفات وفضایل الهی آنان سخن گفته می شود كه گویا من وشما هرگز نخواهیم توانست آنها را الگوی خود قرار دهیم تدبر در سیره معصومین «علیهم السلام»طرحی است كه بر آن است، جایگاه اصلی اهل بیت «علیهم السلام» را بعنوان الگو واسوه عملی بشر احیا  و آن بزرگواران را بعنوان مدیران مقتدر تاریخ ومبتكر تحولات تاریخی معرفی كند.

متنی كه در ادامه می آید معرفی طرح تدبر، اصول ومقدمات آن است. پس از آن به ترتیب تدبر در سیره هریك از معصومین(ع) در وبلاگ جهت استفاده مخاطبان بارگذاری خواهد شد



لقد كان لكم فی رسول الله اسوه حسنه لمن كان یرجو الله والیوم الاخر وذكر الله كثیرا [1]

 مقام معظم رهبری : (زندگی این بزرگواران ،علی رغم تفاوت ظاهری -كه بعضی حتی میان برخی از بخشهای این زندگی احساس تناقض كردند- ، در مجموع یك حركت مستمر وطولانی است كه از سال دهم ،یازدهم هجرت شروع می شود ودویست وپنجاه سال ادامه پیدا می كند وبه سال دویست وشصت كه سال شروع غیبت صغری است در زندگی ائمه خاتمه پیدا می كند.این بزرگواران یك واحدند،یك شخصیتند.شك نمی شود كرد كه هدف وجهت آنها یكی است.پس ما به جای این كه بیاییم زندگی امام حسن مجتبی را جدا وزندگی امام حسین را جدا وزندگی امام سجاد را جدا تحلیل كنیم –تا احیانا در دام اشتباه خطر ناك بیفتیم كه سیره این سه امام ،به خاطر اختلاف ظاهری با هم متعارض ومتخالفند-باید یك انسانی را فرض كنیم كه دویست وپنجاه سال عمر كرده ودر سال یازدهم هجرت قدم در یك راهی گذاشته وتا دویست وشصت هجری،


این راه را طی كرده است.تمام حركات این انسان بزرگ ومعصوم ،با این دید قابل فهم وتوجیه است....) [2]

 اهل بیت«علیهم السلام»سفینه نجات بشر،  منزلگاه یاد باری تعالی ومظهر امر اویند،آنان رحمت وعلم الهی را گنجینه اند و در محبت الهی سرآمد ودر توحیدش مخلص وگواه بر خلق ودلیل راهند آنان كلامشان نور وامرشان رشد است. به دیگر سخن آنان تجسم عملی قرآن كریمند همان قرآنی كه همیشه زنده وجاوید بشر را به راه می خواند.. قرآن وعترت به مثابه یك دستند قران از شانه تا مچ ومابقی عترت است .همانطور كه كارآمدی دست به انگشتان اوست كار آمدی قرآن هم به عترت است. روشن است كه شناخت این بزرگواران ،شرایط حاكم بر زمانه آنها وحضور فعال این مبتكران تاریخ ،  این راه همیشه خوانده شده را هموار می سازد.

 نكته دیگری كه شایسته است ،بدان اشاره كرد، روش های مرسوم در معرفی اهل البیت(علیهم السلام) است .این روش ها را می توان در 2شاخه ذیل تقسیم كرد:

*كتب تحلیلی تاریخی :در این كتب به ذكر نام ،لقب وكنیه امام با ارائه چهره ای منزوی ونه تاثیر گذار اكتفا  واز سوی دیگر ، نقش امویان وعباسیان در تحولات تاریخی برجسته شده است

*كتب مناقب وفضائل:در این كتب ،اوصاف ملكوتی آن بزرگواران برجسته شده،آنان را از اسوه بودن دور كرده  و حسادت افراد ویا شبهات آنها را برانگیخته است

  تدبر در سیره معصومین«علیهم السلام» ،زحمات وتلاش های معصومین«علیهم السلام» در دوران امامت آن بزرگواران را برجسته می كند تا اثبات كند آنها زمامدار ومبتكر تحولات تكاملی تاریخ تمدن اسلامی بوده اند ومشی آنان اسوه مصلحان است به عبارت دیگر این روش می كوشد تا نشان دهد كه ائمه «علیهم السلام» زمامدار ومبتكر تحولات تاریخی به سوی هدف نهایی "مدینه آرمانی" است نه  افرادی غیر فعال یا منفعل.آنها در تشخیص نیازها، شرایط وافق صائب بودند.در افق دید خویش تا آخر تاریخ را می نگریستند ودر شناخت زمان ،نیازبشریت(جهان معاصرشان)را در نظر می گرفتند اگرچه از لحاظ مواضع وعملكرد به صورت منطقه ای ومقطعی عمل می كردند

"ائمه اطهار «علیهم السلام» جهانی وجاودانه  اندیشیده،منطقه ای وعصری عمل می كردند"

با نگاهی مقایسه ای بین تدبر در قرآن وتدبر در سیره ،درمی یابیم همانگونه كه  در تدبر در قرآن ابتدا شناسه سوره وسپس موضوع وساختار هدایتی وغرض سوره بدست می آید ،در تدبر در سیره هم این مراحل طی می شود  به عبارت دیگر،دوران امامت آن بزرگواران به عنوان مقطع اصلی سیر هدایتی بررسی وبقیه مطالب در حد شناسه است .همانطور كه در تدبر در قرآن باید نگاه جمعی به آیات سوره داشته باشیم ونمی توانیم تنها یك آیه را بررسی كنیم وغرض رابیابیم در اینجا نیز باید سیره تمام ائمه را مورد تجزیه وتحلیل قرار دهیم تا بتوانیم مسیر تكامل هدایتی در مقاطع مختلف را كشف كنیم. برای روشن شدن ارتباط تدبر در قرآن وتدبر درسیره می توان به حدیث امام سجاد استناد كرد كه می فرمایند:(كنا نعلم مغازی رسول ا... كما نعلم السوره من القرآن)[3](ما همانطور كه سوره ای از قرآن را آموختیم سیره رسول ا...را هم آموختیم)

 

سیره معصومین«علیهم السلام»

1)مفهوم سیره در لغت واصطلاح:

واژه سیره ،مصدر نوعی از ماده سیر به معنای بر گذشتن،روان شدن،حركت كردن وسیر كردن در زمین است.سیره نوع خاصی از حركت انسان یا نوع رفتار یا حالت است

دراصطلاح سیره ،روش عملی ثابت ،منطق عملی یا حكمت عملی یا سیاست مدن است به عبارت دیگر می توان سیره را نوع رفتار،سبك  رفتار وطریقه خاص زندگی معنا كرد .

2)سیره ،تاریخ تحلیلی است

كتاب،سنت،عقل،طبیعت وتاریخ از  منابع شناخت  به شمار می آیند و تاریخ بعنوان یكی از منابع شناخت خود بردو نوع است :تاریخ نقلی وتاریخ تحلیلی .آنچه در بررسی سیره معصومین «علیهم السلام»كار آمد است تاریخ تحلیلی است. از مسلمات  تاریخ تحلیلی می توان به موارد ذیل اشاره كرد:

·   تاریخ تكرار می شود و همانطور كه سیر هدایتی قرآن حلقوی است سیر هدایتی سیره هم حلقوی است تا ظهور هر امام حوادث بارها وبارها تكرار می شودلذا میتوان بدان مراجعه والگو برداری كرد

و از طرفی تاریخ قانونمند است . همانگونه كه طبیعت،روان آدمی،قرآن ،دنیا وآخرت هم  قانونمند است

·   سیره اهل بیت هم قانونمند است وقانون پیروزی آنها بهترین ومحكم ترین قانون است.اهل بیت «علیهم اسلام» همیشه پیروز تاریخند.حركت اهل بیت پیوسته وتكاملی است اگرچه جوامع رویكرد تكاملی وهدایتی خود را بر اساس حسن یا سوءاختیار خویش بر میگزینند.

 

3)آیا معصومین علیهم السلام سیره خاصی داشتند؟

 با معصومین «علیهم السلام»سیره خاص دارند :

                   *تاخیر یازده ساله حكومت علی ( علیه السلام) با نپذیرفتن شروط عبدالرحمان بن عوف مبنی بر عمل به كتاب خدا،سنت رسول الله(صلی الله وعلیه وآله) وروش خلفا :امیر المومنین( علیه السلام)در پاسخ به او فرمودند:من مطابق با قرآن ،سنت رسول الله(صلی الله وعلیه وآله)وروش خود عمل خواهم كرد[4].روشن است اگر امیرالمومنین( علیه السلام) به سیره خاصی اهتمام نمی داشتند،شروط او را پذیرفته ویازده سال زودتر به خلافت می رسیدند

              *وصیت امام حسین( علیه السلام) به محمد بن حنیفه :در این وصیت امام ( علیه السلام) علت قیامشان را احیای دین خدا وسیره پیامبر(صلی الله وعلیه وآله)  وعلی( علیه السلام) معرفی كرده ،فرمودند:(اسیر بسیره جدی وابی)[5]

             *تاثیر سیره امام رضا( علیه السلام) ( كه بر اساس  سیره رسول خدا(صلی الله وعلیه وآله)  وعلی ( علیه السلام) در جریان نماز عید فطر به گونه ای بود كه مامون مانع اقامه نماز عید شد[6]

تدبر درسیره معصومین «علیهم السلام»

رسول اعظم(صلی الله وعلیه وآله) در برنامه های عملی خود برای دگرگون كردن اجتماع در مدتی كوتاه گامهای شگفت انگیزی برداشتند اما برنامه های انقلابی ایشان برای دگرگون كردن جامعه از حیث فكر وعمل در زمان حیات كاملا تحقق نیافت.بنا براین خط امامت در حیات اسلامی ،از گذر گاه ضروریات شرعی واز نظر عملی ونظری،متمم خط رسالت قرار گرفت تا در زمان رویارویی امت با نیازهای جدید وبی سابقه در  هنگام نزول قرآن مجید  ،امامان (علیهم السلام)راه حل ارائه دهند.

در نگاه به زندگی ائمه علیهم السلام خواه به صورت فردی یا جمعی،متوجه اختلاف در احوال وتفاوت در رفتار آن بزرگان می شویم.برای مثال امام حسن (علیه السلام) با معاویه صلح می كند وحال آنكه برادربزرگوارشان با یزید می جنگد.زندگی امام سجاد(علیه السلام) پر از دعا ونیایش است در صورتی كه زندگی امام باقر(علیه السلام)پر از حدیث ،فقه ،آموزش وتعلیم است .با تدبر در سیره آن بزرگان روشن می شود كه انتخاب روش نزد امامان علیهم السلام به معنای امور شخصی یا مصلحتی نبوده  تا تابع هوی وهوس وتمایلات آنان بوده باشد،بلكه عملكرد آنها ،با توجه به  شرایط ،حكیمانه ترسیم شده است به عبارت دیگر حكمت ودرایت ایجاب می كرد تا وضع آن روزگار وخصوصیات اجتماع را طبق زمان،مكان،استعداد وآمادگی عمل مورد توجه وسنجش قرار دهند ومعلوم كنند كه كدام كار را در كدام زمان معین برگزینند

بنا براین با مطالعه صحیح در تاریخ زندگی امامان (علیهم السلام) به خوبی روشن می شود كه تلاش همه آنان در امتداد خط رسالت ودر راستای هدایت امت اسلامی است.نتیجه بدست آمده از این نوع مطالعات این است:زندگی امیر المومنین علی( علیه السلام) با زندگی امام مجتبی ( علیه السلام) یا زندگی امامان دیگر یك حركت مستمر است.

 

1) تعریف تدبر درسیره معصومین «علیهم السلام»

تدبر در لغت به معنای «پشت» و«پشت سر»اشیا ست تدبر بر وزن «تفعل» برای مطاوعه «تفعیل» بكار میرود[7] لذا برای تشخیص معنای تدبر گریزی نیست جز بررسی مفهوم «تدبیر» .تدبیر به معنای پشت سر هم چیدن حكیمانه است بنا براین تدبر هم به معنای پذیرش چینش حكیمانه خواهد بود(برگرفته از جزوه تدبر در قرآن 1).

تدبر در سیره معصومین«علیهم السلام»  را می توان چنین تعریف كرد:

        (  فهم سیاقی ،مقایسه ای، مجموعی و هدایتی عملكرد های مستمر معصومین«علیهم السلام» )

 

2)موضوع تدبر در سیره چهارده معصوم «علیهم السلام»

موضوع تدبر در سیره،عملكرد ها وفعالیتهای معصومین (علیهم السلام) با توجه به اوضاع وشرایط دوران امامت آن بزرگواران است ، از جمله اهدافی كه متدبر در سیره بدان دست می یابد ،عبارت است از:

* هدایت فرهنگی،معرفتی وتوحیدی مردم كه ثمره آن شكل گیری حكومت دینی مردمی است نه دست یابی به قدرت 

*امام شناسی  از طریق آشنایی با عملكردهای معصومین«علیهم السلام»و ایجاد بینش صحیح نسبت به  معصومین«علیهم السلام» در جامعه

*دستیابی به سیر تكاملی روش دین در سایه تلاش های معصومین«علیهم السلام» ونشان دادن هماهنگی وپیوستگی روش هر امام با امام دیگر

3)ضرورت تدبر درسیره معصومین«علیهم السلام»

گاهی درمقایسه عملكرد معصومین «علیهم السلام» با هم نا هماهنگی به چشم می خورد این ناهماهمگی كاملا ابتدایی است با تدبر در سیره آن بزرگواران روشن می شود كه هیچگونه ناهماهنگی وجود ندارد .نمونه های از این ناهماهنگی های ابتدایی عبارتند از: صلح امام حسن مجتبی«علیه السلام» وقیام امام حسین «علیه السلام»،محدود كردن فعالیتهای فرهنگی توسط امام حسن عسكری«علیه السلام»وتوسعه فعالیت های فرهنگی امام محمد باقر«علیه السلام»،رد پیشنهاد خلافت وپذیرش ولیعهدی توسط امام رضا«علیه السلام»و رد خلافت توسط امام علی «علیه السلام »در مقطعی از تاریخ وپذیرش آن در مقطع دیگر و همانطوركه در مباحث قبلی بدان اشاره شد،ائمه اطهار «علیهم السلام» با آنكه در راس حكومت نبودند،زمامدار ومبتكر تحولات تاریخی تمدن اسلامی گشتند.دست یافتن به این نكته از اهمیت این موضوع پرده بر می دارد

4)فایده  و حجیت تدبر در سیره چهارده معصوم «علیهم السلام»

دست یابی به علت تامه حوادث در علوم انسانی ،اجتماعی وتاریخ وتمدن كار مشكلی است ولیكن نگرش مجموعی لحاظ شده در تدبر درسیره معصومین «علیهم السلام» فواید ذیل را به دنبال دارد:

·        هماهنگی در نگرش مجموعی نشانه صدق خبر است

·        هماهنگی در نگرش مجموعی نشانه صحت تحلیل است

تدبر درسیره ،ارزش ومقام حقیقی امامان« علیهم السلام» در حیات اسلامی را آشكار وزمینه قدر دانی از فعالیتهای اساسی ومبارك آنان را فراهم می كند واز آنجا كه ائمه «علیه السلام»،جهانی وجاودانه می اندیشیدند ودر عین حال منطقه ای وعصری عمل می كردند،سیره آن بزرگواران برای همگان حجت است.

5)اصول حاكم بر تدبر درسیره معصومین«علیهم السلام»

این اصول عبارتند از:

·   اسلام نه تنها دین جمعی اجتماعی است بلكه دین تاریخ وتمدن ساز است.قرآن برنامه هدایت وسیره روش اجرای هدایت دینی است.

·        سیره نوع زندگی اجتماعی اهل بیت است نه خود زندگی

·        سیره فعل مستمر اهل بیت وحجت است .از سیره رجحان ولزوم عملی را می فهمیم .

 

مطالب  این بخش برگرفته از جزوه تدبر در سیره معصومین(ع) نوشته استاد ارجمند محمد حسین الهی زاده است.

 



[1]  الاحزاب ،21.

[2] .شخصیت وسیره معصومین«علیهم السلام» در نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی،شخصیت وسیره امام سجاد،امام باقر،امام صادق، امام كاظم وامام رضا«علیهم السلام»،تدوین وتنظیم موسسه فرهنگی قدر، تهران،قدر ولایت،ص10-11.

[3].  البدایه والنهایه اسماعیل ا بن كثیر دمشقی،تحقیق علی شیری،دار احیاء التراث العربی،بیروت،1408ه.ق،،ج 3 ، ص297.

[4] . تاریخ الیعقوبی ، احمد بن ابی یعقوب، بیروت،دار صادر،‌‌‌[بی تا]،ج 2،ص 163.

[5] . پیشوایان هدایت،گروه مولفان(مجمع اهل بیت علیهم السلام)ناظر منذر حكیم،با همكاری وسام بغدادی وعدی غریباوی،ترجمه عباس جلالی، مجمع جهانی اهل بیت« علیهم السلام»،ج5،ص176-178.

[6] . الكافی، ج 1،ص 555-556.

[7] . ر.ك:لسان العرب، محمد بن مكرم ،ابن منظور،دار صادر،بیروت،1414ق،ج4،ص 268؛ العین،خلیل بن احمد فراهیدی،انتشارات هجرت،قم،1410ق،ج8،ص32.


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر